بهترین ها

معنی واژهٔ تقبیح کردن در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب.
معنی واژهٔ تقبیح در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب.
معنی واژهٔ تقبیح در فرهنگ فارسی معین به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب.

فند - المعاني

فنذ [عمومی], تقبيح كرد ، رد كرد ، محكوم كرد ، تكذيب كرد ، بياساس خواند ، عاري از حقيقت خواند ، باطل كرد ( سخني را ). فِنْجَان [عمومی], فِنْجَان : ج فَنَاجِين : فنجان - اين كلمه فارسى است . فندق [عمومی], فندق : شبانه روزي ( دانشکده يا دانشکده ) , هتل , مهمانخانه , مسافرخانه , متل. فنار [عمومی], فنار : فانوس دريايي , چراغ خانه , برج فانوس دريايي.

جست‌وجوی تقبیح در واژگان مترادف و متضاد

حمله کردن. واژگان مترادف و متضاد. ۱. تاختن، تعرض کردن، تهاجم آوردن، یورش بردن، شبیخون زدن، تک کردن ≠ پاتک کردن ۲. تقبیح کردن، پرخاش کردن، پریدن، سرزنش کردن، به باد انتقاد گرفتن، انتقاد کردن ...

برای مشاهده از کامل ترین منبع اینجا کلیک کنید

منبع: بهترین ها

مطالب مرتبط
Joe Doe The Example Company 604-555-1234

joe.doe () example.com